الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

165

الغدير ( فارسي )

و با توجه به اين امور خواهيد دانست كه : عذابى كه بسبب وجود مقدس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بمدلول دو آيه معهود نفى شده مراد نفى فى الجمله است نه نفى كلَّى و اين معنى مقتضاى حكمت و رعايت مصلحت عمومى است ، زيرا عضوى كه فاسد شد بالضروره براى مصون ماندن ساير اعضاء آن عضو فاسد بايد قطع شود ، بخلاف عضوى كه قسمتى از آن بيمار است و آنطور نيست كه باعث سرايت بساير اعضاء شود و يا عضوى كه تمامش صدمه ديده ولى اميد هست كه با معالجه بهبودى يابد خداى متعال قريش را تهديد فرمود بمانند صاعقهء عاد و ثمود كه اگر همگى از دين اعراض كردند آنها را عذاب فرمايد چنان كه اين آيه حاكى است : * ( فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَثَمُودَ ) * و چون مناط حكم اعراض همگى بوده و افرادى مؤمن در ميان آنها بوجود آمد ، صاعقه بر آنها نازل نشد ، و اگر همگى آنان بگمراهى خود ادامه ميدادند صاعقه بر طبق تهديدى كه شده بود بر آنها نازل ميگشت در حالتى كه اگر وجود رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بطور كلى مانع از تمام اقسام عذاب ميبود اين تهديد درست نبود ، و احدى از آنها كه گفتيم گرفتار عذاب نميشد و حتى احدى در غزوات و جنگهاى آن حضرت بسبب خشم آن جناب كشته نميشد ، زيرا تمام اين امور از اقسام عذاب است ، خداى ما را پناه دهد از آنها . وجه پنجم - ( از اشكالهاى ابن تيميّه ) اگر اين داستان ( داستان حارث ) درست و مطابق واقع بود ، خود آيتى بود مانند آيت اصحاب فيل - و چنين آيتى در خور آنست كه بنقل و روايت آن همّت گماشته شود - و نظائر آن كه در خور نقل و بيان است و چون ملاحظه ميكنيم مصنّفين در علم از صاحبان مسندها و صحاح و فضائل و تفسير و تاريخ و مانند اينها اين موضوع را رأسا توجهى ننموده‌اند و اين داستان جز به اين اسناد ناشناس روايت نشده ، بنابر اين دروغ و بى اساس است . جواب - قياس اين داستان كه يك حادثه فردى بوده با داستان اصحاب فيل ، نامناسب و ناروا و گزاف است ! ! چه ، اين حادثه در اجتماع آن روز زمينهء مناسب و كيفيتى كه توجه و اعتناء عمومى را به خود جلب كند نداشته ، مضافا بر اينكه در